ذغال سنگ ایران فعالیتدولت یازدهم ایران فعالیت

ذغال سنگ: ایران فعالیتدولت یازدهم ایران فعالیتدولت یازدهم۵.۵ برابر شده

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت، نظاره می‌کند / محمود صادقی

نماینده مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران در مجلس شورای اسلامی اعتقاد است که شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت بر عملکرد این سازمان، نظاره‌گر است.

شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت، نظاره می‌کند / محمود صادقی

محمود صادقی: شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت، نظاره می کند

عبارات مهم : سیاسی

نماینده مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران در مجلس شورای اسلامی اعتقاد است که شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت بر عملکرد این سازمان، نظاره گر است.

مشروح گفت وگوی روزنامه «کار و کارگر» با محمود صادقی را در ادامه می خوانید:

شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت، نظاره می‌کند / محمود صادقی

برای نخستین پرسش می خواستم به اظهار نظر شما در خصوص منشأ اتفاقات و ناآرامی های اخیر در کشور که گفته بودید از مشهد شروع شده است و مخالفان دولت نیز در دامنه دار شدنش نقش داشته اند، بپردازم. به راستی اگر مخالفان دولت از حامیان خود تقاضای حضور در خیابان ها را داشته اند آیا باید از چنین رویدادی ناراحت باشیم؟ مگر اعتراض های سندیکایی، حزبی و یا سیاسی از لوازم و ابزار دموکراسی در همه جای دنیا به حساب نمی آید؟

مسأله به این شکل که مطرح کردید نیست. جناب آقای جهانگیری طی سخنانی مطرح کردند که در راه اندازی این اعتراض ها، احتمالا مخالفان دولت در مشهد نقش داشته اند. که بنده در تصویر العمل شبکۀ اجتماعی توییتر به این سخنان نوشتم حتی اگر مخالفان دولت در آمدن افراد به خیابان های مشهد نقش هم داشته اند و این اعتراض ها سازماندهی شده است هم باشد، نباید حق اعتراض مردم نادیده گرفته شود.

نماینده مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران در مجلس شورای اسلامی اعتقاد است که شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت بر عملکرد این سازمان، نظاره‌گر است.

بله بنده هم کاملا فرمایش شما را تصدیق می کنم. آن هم در کشوری مانند کشور عزیزمان ایران که از مشروطه تا به امروز که نمونه عینی اش همین اعتراض های اخیر بود، آمدن به خیابان ها و سردادن شعارهای زنده باد و مرده باد، انگار تبدیل به بخشی از خاطرات نوستالژیک بین نسلی هم شده است است.

البته به کارگیری ملزومات و تمهیدات امنیتی در چنین اعتراض هایی امر دیگری است که درهمه کشورهای پیشرفته دنیا هم صورت می گیرد و این گونه نیست که فقط در کشور عزیزمان ایران عده ای در تظاهرات های اینچنینی شیشه بانک را بشکنند، در فرانسه، آلمان، ایتالیا و حتی آمریکا نیز مشابه چنین اتفاقاتی فراوان هست. ولی در خصوص ناآرامی های اخیر باید بگویم که مساله دارای دو بُعد هست. بُعد بیرونی و بُعد درونی.

درخصوص بُعد بیرونی فعلا نمی خواهم زیاد ورود کنم ولی کسانی که بنا به تایید مراجع امنیتی از سوی بیگانگان وارد ماجرا شده است اند باید مطابق موازین حقوقی، قضایی و قانون اساسی محاکمه شده است و مجازات شوند.

شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت، نظاره می‌کند / محمود صادقی

اما بُعد داخلی که اکثریت شرکت کنندگان اعتراض های خیابانی را در خود جای داده، از آن رو دارای اهمیت خاص است که به نقش شرکت دهندگان اولیه آن اعتراض ها توجه کنیم. کسانی که در آخرهای دهه ۸۰ بخش بزرگی از شرکت کنندگان اعتراض های خیابانی مردم کشور عزیزمان ایران را جهت آمدن به خیابان و نشان دادن اعتراض به واکنش‌ها دولت، با بد ترین لحن غیر اخلاقی تحقیر می کردند، امروز و در آخرهای دهه ۹۰ یا فرمان اعتراض های خیابانی را می دهند و یا از وقوع چنین اعتراض هایی در برابر رفتارهای دولت به زعم خودشان دفاع می کنند.

پاسخ به این چرایی، شگفت انگیز خواهد بود اگر بگویم اصولگرایان چون مانند دهه ۸۰ زمام اجرایی کشور را در همه سطوح در اختیار ندارند، توانسته اند به ضرورت شناسایی حق اعتراض پی برده و فرا تر از آن دریافته اند که طعم استفاده از ابزارهای دموکراسی شیرین هست. درحالیکه روزگاری آنان همه معترضان را برانداز نظام به حساب می آوردند.

نماینده مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران در مجلس شورای اسلامی اعتقاد است که شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت بر عملکرد این سازمان، نظاره‌گر است.

این اتفاق شروع خوبی هست. البته اگر به قول بعضی از آن آقایان، چرخش مقطعی و از سر اجبار و پولتیک نباشد. ضمن آنکه سعه صدر دولت در این میان تحسین برانگیز بود، آیا که آنان به قشنگی خواست طرفداران این مردها در ابتدای امر، هنگامی که به خیابان ها آمدند را خواست بخشی از مردم کشور عزیزمان ایران به حساب آورده و به خود اجازه توهین به معترضان را ندادند.

البته ذکر یک توصیه مهم کاملا حیاتی است که در سال ۸۸ تا قبل از نماز جمعه که به امامت رهبر انقلاب اقامه شد و در سه روز اوایل هفته، راهپیمایی ها کاملا در نهایت آرامش و سکوت صورت گرفت و اگر وزارت کشور مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی که تشکیل اجتماعات و اعتراض ها بدون حمل سلاح را به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد گذارده ومجوز قانونی راهپیمایی را صادر می کرد، شاید از روز شنبه شاهد اعتراض ها حداقل به آن شکل و سیاق نبودیم. ولی در ناآرامی های اخیر ما شاهد اعتراض های توام با خشونت تقریبا از لحظه شروع بودیم که قابل واکاوی است ولی می ترسم از بحث مهم دور شویم.

شورای نظارت بر صداوسیما به جای نظارت، نظاره می‌کند / محمود صادقی

اما شاید بتوان اعتراض شما به وزارت کشور احمدی نژاد را به وزارت کشور دولت آقای روحانی هم تعمیم داد که تا آخر اعتراض ها حاضر به دادن مجوز نشد؟

بله اتفاقا همکارم آقای مازنی نامه ای به وزیر کشور در همین خصوص نوشت و از وی پرسش کرد که شرایط دریافت مجوز راهپیمایی های قانونی را به روشنی تشریح کند ولی از انصاف نباید گذشت که برخورد رییس جمهور و اسحاق جهانگیری در این میان خوب بود. روحانی نه تنها به معترضان توهین نکرد بلکه شنیده شدن صدای اعتراض های مردم را وظیفه دستگاه های اجرایی و دولت به حساب آورد.

البته ما نمایندگان مجلس و به خصوص فراکسیون امید وظیفه داریم تا از تمامی ابزارهای قانونی و نظارتی در جهت ملزم کردن وزارت کشور به اجرای اصول مدنی قانون اساسی که امنیت روانی جامعه را به عالی ترین شکل ممکن تامین می کند، استفاده کنیم و در حال حاضر هم کارها خوبی در این زمینه شروع شده است است.

راجع به همین اصول مدنی قانون اساسی که بیان داشتید بسیاری از ناظران معتقدند اگر رییس جمهور روحانی به جای رونمایی از منشور حقوق شهروندی به عنوان مجری قانون اساسی، می توانست اصولی چون ۱۲، ۱۳، ۲۳ و۲۷ که بعضأ مغفول مانده اند را عملیاتی کند، طبعأ بازتاب و بازخورد به مراتب بهتری نیز در سطح جامعه پیدا می کرد.

من هم قبول دارم که در این زمینه ما راهی نداریم جز اجرای بی کم و کاست و متوازن قانون اساسی. میزان و شاقول ما جهت طی کردن راه آزادی های مشروع و مدنی در کشور، فقط و فقط قانون اساسی و همین اصولی که برشمرده اید، هست. و این را نیز می پذیرم که منشور حقوق شهروندی در نهایتِ کارایی خود، فقط گفتمان سازی می کند. البته همین منشورهم بسیاری از بند هایش با اشاره به بعضی از اصول قانون اساسی تدوین شده است هست. قانون اساسی بعد از مقام رهبری، رییس جمهور را عالیترین مقام اجرایی کشور و مسئول اجرای قانون اساسی دانسته هست. مساله مهم اما، در این میان مربوط به فصل سوم است که حقوق ملت را بیان کرده و بخش های عمده حقوق شهروندی هم به این فصل بازمی گردد.

دعوا هر لحظه در همین نقطه هست. آیا که میزان اختیارات رییس جمهور در اجرای اصول این فصل تقریبا درهاله ای از ابهام قرار گرفته و خیلی روشن نیست. اگر یادتان باشد در دوران اصلاحات و درمجلس ششم یکی از مباحث خیلی داغ، لایحه تبیین اختیارات رییس جمهور از سوی دولت به مجلس بود که با پروپاگاندای رسانه ای مخالفان دولت به عنوان لایحه زیاد کردن اختیارات رییس جمهور در سطح جامعه معرفی و از دستور کار خارج شد.

بخش قابل توجهی ازاجرای حقوق ملت به قوه قضائیه بازمی گردد. مواردی چون منع شکنجه، حق داشتن وکیل، اصل برائت و امثالهم. و خوب قوه قضاییه باید عدالت قضایی را میان همه اقشار مردم اجرا کند. این طور نباشد، جهت آن فرد که به ارتش اهانت کرد ۵۰ میلیون تومان قرار صادر کنند ولی جهت کسی که مفاسد واگذاری املاک شهرداری را مطرح کرد ۲۰۰ میلیون قرار مشمول بر حالش شود. بعضی وقت ها با مزاح به کریمی قدوسی که این روز ها مثل من زیاد با هیأت نظارت بر واکنش‌ها نمایندگان سروکار دارد، می گویم تو هنگامی که بابت شکایت ظریف به قوه قضائیه می روی احتمالا پاداش هممی گیری ولی من هنگامی که به خاطر شکایت خود قوه قضائیه به آنجا مراجعه می کنم حسابم متفاوت است.

در واقع رییس جمهور در این خصوص باید دارای یک اُتوریته (اقتدار) باشد که بدون مداخله در اختیارات و یا وظایف سایر قوا که شائبه خدشه دار شدن استقلالشان مطرح شود، از طریق حمایت عمومی بتواند با تذکر دادن در موارد اینچنینی از تضییع حقوق ملت جلوگیری کند و اجرای چنین سیاستی منافاتی هم با استقلال قوه قضائیه ندارد. کارهایی مانند مصاحبه های تلویزیونی، کنفرانس های مطبوعاتی و صحبت های ابتدایی در هیئت دولت، مناسبات با سران دو قوه دیگر و گفتگوهای دوجانبه کاری معمول که با رهبری دارد. به نظرم می رسد آقای روحانی با همه انتقادهایی که می توان در بعضی از موارد به ایشان وارد کرد تقریبا در این راه موفق هم بوده است.

مثلا در خصوص اینترنت بار ها و بار ها از حقوق ملت در داشتن حق گردش آزاد اطلاعات و ارتباطات دفاع کرد. در شرایطی که صدا و سیما یک جریان یکسویه ارتباطی و اطلاعاتی به شکل میلی ایجاد کرده هست، مخالفت با فیلترینگ گسترده اینترنت تقریبأ نشان از همین اُتوریته آقای روحانی دارد.

ظاهرا این میلی شدن صدا و سیما که اشاره داشتید و بسیاری از کار شناسان، اساتید دانشگاه واهالی رسانه را هم کلافه کرده حالا از آستانه تحمل رییس جمهورنیز خارج شده است تا جایی که در جلسه هیئت دولت به صراحت بیان داشت که صداوسیما نباید به سیاه نمایی در جامعه بپردازد.

کاملا درست هست. صداوسیما باید بدون دستکاری اخبار و یا تحلیل های کذایی، بازتاب دهنده نظرات مردم به مسئولان و یا انتقال دهنده عملکرد مسئولان به سطح جامعه باشد. بعضی وقت ها به من می گویند آیا نطق های پیش و یا میان دستور شما از بی بی سی فارسی یا من و تو پخش می شود، در جواب بیان می کنم اگر صداوسیما نطق های مرا پخش می کرد دیگر آن گفته ها جهت بی بی سی فارسی یا من و تو، خبر سوخته به حساب می آمد. مسئله از من نیست از صداوسیماست که حتی نمی تواند نطق نمایندگان مجلس را بدون سوگیری پخش کند.

تذکر ۲ دقیقه ای یک نماینده در لابلای مذاکرات را اگر موافق می لش باشد تمام وکمال پخش می کند و حتی یک برنامه تحلیلی هم در کنارش می سازد ولی از نطق ۷ دقیقه ای نماینده دیگر که در سیستم مدیریتی صداوسیما باید سانسور شود ۳۰ ثانیه هم از تلویزیون پخش نمی شود. این رسانه قطعا با چنین رویکردی نمی تواند ملی باشد و یا احتمالا باید در فرهنگستان زبان جهت کلمه ملی تعریف دیگری ارایه شود.

در واقع صداوسیما از رسالت مهم خود که امام (ره) فرمودند باید دانشگاه باشد خارج شده است و حتی در اخبار شبانه روزی خود هم اطلاعات یا (information) را به مخاطب خود با سوگیری جناحی ومطابق با سلیقه سیاسی خود القا می کند. به عنوان نمونه در همین نارامی های اخیر صداوسیما توپخانه خود را به سمت پاستور نشانه رفت و ۲۴ ساعته دولت را می کوبید. در دولت قبل هنگامی که تخم مرغ نایاب شد ساعت ها خبر تهیه کردند که به علت آنفلانزای مرغی بوده و حتی توصیه های بهداشتی هم به مردم داشتند. ولی در دولت روحانی، صداوسیما نایاب شدن تخم مرغ را در تفاسیر خبری، بهانه ای جهت گران شدن آن تعبیر می کند. و نمونه های خیلی زیادی که فکت هایش نیز موجود است.

به نظرم این انتقاد از شما که آیا نطق هایتان از بی بی سی پخش می شود خیلی راحت لوحانه است آیا که بسیاری از نطق های امام و رهبری در مناسبت های مختص آن صحبت ها همچنان بعد از گذشت سال ها در رسانه های خبری دنیا از جمله بی بی سی فارسی پخش شده است و حتی جهت تحلیلشان میزگردهای خبری هم درنظر می گیرند.

دقیقا. واکنش‌ها غیر حرفه ای امروز صداوسیما باعث زیاد کردن چشمگیر مخاطبان شبکه های فارسی زبان خارج از کشور شده است هست. و حتی شاید به همکار دانشگاهی عزیزم باید به نوعی حق داد هنگامی که که در صداوسیما مسأله دروغ سیستماتیک را مطرح کرد. امروز من هم به این نتیجه رسیده ام که صداوسیما به صورت سیستماتیک خلاف واقع گویی می کند. آن هم جهت به دست آوردن رضایت یک عده قلیل که تریبون های حساس را دراختیار دارند. درحالیکه صدا و سیما طبق قانون اساسی باید محل آزادی بیان و تضارب افکار باشد.

مگر دو نماینده از مجلس عضو شورای نظارت بر صداوسیما نیستند، بعد آیا مجلس از چنین ظرفیتی جهت فشار آوردن به صداوسیما استفاده نمی کند؟

قانون اساسی چنین حقی را به مجلس و دو قوه دیگر داده ولی متاسفانه در حال حاضر شورای نظارت بر صداوسیما به جای آنکه ناظر برعملکرد آن ها باشد، نظاره کننده رفتارشان شده است هست. من حتی عین همین جمله را به دونماینده مجلس عضو هیأت نظارت، مردها کاتب و قاضی زاده هاشمی هم گفته ام که آیا به نظاره نشسته اید؟ من اعتقاد دارم همانطور که نظارت شورای نگهبان استصوابی است مجلس هم در حوزه هایی که مطابق قانون اساسی ناظر به حساب آمده بای نظارت استصوابی داشته باشد نه نظارت اطلاعی.

خوب چه باید کرد؟

هرسال بودجه صداوسیما را دولت در لایحه تقدیمی به مجلس زیاد کردن داده و نمایندگان هم تصویب می کنند. هنگامی که صداوسیما به هیچ روی مطابق آیه شریفه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ. سوره الزمر-۱۸» (کسانی که سخن ها می شنوند و سپس نیکو ترین آن را گزینش بکنند، آن ها هستند که خدا هدایتشان کرده، و خردمندانند) عمل نمی کند، بعد چاره ای نمی ماند جز کشیدن ترمز رفتارهای افراطی صدا و سیما با عدم موافقت با تصویب بودجه آن شرکت در کمیسیون تلفیق یا صحن علنی. البته در این خصوص فشار افکار عمومی به نمایندگان و حتی دولت می تواند موثر واقع شود.

اجازه دهید بازگردیم به ناآرامی های اخیر، پرسش بسیاری از تحلیلگران حوزه دانشگاه این است که آیا هر حرکت اعتراضی در کشور صورت می گیرد تاوانش را باید دانشجو بدهد؟

خوب شد این پرسش را پرسیدید. اتفاقأ در این اعتراض های اخیر مطابق آمار بازداشتی ها، دانشجویان کمترین همکاری را که حدود ۱۲ درصد است داشته اند. ۲۸ درصد زیر دیپلم و ۴۴ درصد دیپلمه هستند. به تعبیر شهید بهشتی دانشجو موذن جامعه است و سالهاست که پیشرو حرکات نوین اجتماعی به حساب می آید.

رهبر انقلاب در دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی در دیدار با جمعی از دانشجویان بیان داشتند بنده دلم می خواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانش آموزان مدارس روی این ریز ترین پدیده های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دستهایی را که تلاش کرده اند و می کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ پرسشها سیاسی نیستند، پرسشها سیاسی دنیا را نمی فهمند.

با چنین اظهار نظر صریحی که سال ها بعد هم منجر به طرح ایده کرسی های آزاد اندیشی شد از جانب ایشان هنوز هم خیلی ها که شبانگاهان دم از رهبری می زنند این وسط همواره کاسه داغ تر از آش شده است و جهت دانشجویان به خاطر شرکت در مراسم های فوق برنامه بعضأ مشکلاتی بوجود آورده و پرونده سازی می کنند که البته بخش مربوط به وزارت علوم در دولت آقای روحانی تقریبا خاتمه یافته هست. نهادهای امنیتی و اطلاعاتی که فرا تر از وزارت اطلاعات هستند و قوه قضائیه نیز در امور مربوط به دانشجویان دخیل اند. با همه انتقادهایی که به دولت داریم ولی عملکرد وزارت علوم دولت روحانی در مواجهه با دانشجویان بسیار مطلوب شده است هست. البته یک کار خوب دیگر در این زمینه به وسیله آقای روحانی صورت گرفته همکاری وزرای اطلاعات، کشور، علوم و دادگستری جهت حل پرسشها دانشجویانی است که نهادهای امنیتی فرا تر از وزارت اطلاعات با آن ها حالا به هر دلیلی برخورد کرده اند، جهت تسریع در حل مشکلاتشان، که اتفاقأ جواب هم داده است.

پس آیا با این اوصاف تا یک اعتراض دانشجویی نسبت به بعضی مسایل و اتفاقات کشور و یا عملکرد مسئولان صورت می گیرد عده ای داد تعطیلی علوم انسانی را می زنند، آیا واقعا همه پرسشها امروز کشور نشأت گرفته از علوم انسانی دانشگاه هاست؟

همواره یک نگاه بدبینانه ای در این خصوص وجود دارد مبنی بر اینکه خاستگاه علوم انسانی تمدن غرب هست. متاسفانه هر لحظه عده ای می خواهند تفکر خود را تفکر مرسوم جامعه معرفی کنند بعد طبیعی است هنگامی که تفکری مخالف با نحوه فکر آنان در برابرشان مطرح شود داد علوم انسانی را سر می دهند. اگر علوم انسانی غربی اینقدر مسئله دارد بعد آیا به اصل پنجاه و هفتم از قانون اساسی که در خصوص تفکیک قوا از یکدیگر است تا این حد مباهات می کنید؟ مگر نه اینکه نظریه تفکیک قوا (Separation of powers) از یکدیگر را منتسکیو در قرن هجدهم مطرح می کند؟ نهادهایی مانند دیوان محاسبات و یا نهاد پارلمان که ما از مشروطه خواهانش بوده ایم از کجا آمده اند؟ این ها ثمرات علوم انسانی غربی هستند. البته ما آن ها را با اعتقادات دینی و اسلامیمان تطبیق داده ایم ولی نمی شود که تجربیات بشری را به اسم بومی کردن جغرافیایی کرد. مگر نظریه حرکت جوهری ملاصدرا با تفکرات مادی گرایانه فلاسفه غرب سازگاری دارد؟ آیا آن ها کتاب های ملاصدرا که به زبان هایشان ترجمه شده است را سوزانده اند؟ و یا هنوز هم در دانشگاه های قدرتمندی چون سوربن مورد تدریس در کنار سایر آثار بزرگان فلسفه دنیا قرار می گیرد.

البته کارهایی هم در دهه ۶۰ صورت گرفت که ناشی از همکاری مثبت حوزه و دانشگاه بود. به عنوان نمونه درخصوص اقتصاد اسلامی، آن وقت پرسش مرسوم این بود آیا می شود اقتصاد را اسلامی کرد. نفس عمل خوب بود و ما روی کاغذ دستاوردهای بزرگی هم داشتیم ولی در عرصه عمل نهایتأ رسیدیم به موسسات پولی و اعتباری با سودهای ربوی بالای ۳۰ درصد که منشاء ناآرامی های اخیر هم شد. هزاران میلیارد تومان از پول های مردم را با چنین روشی از آن خود کردند. بزرگ ترین اقتصاددانان ماتریالیست غرب هم انگشت به دهان مانده اند، از این میزان سود که آن موسسات تحت اسماء متبرکه ائمه اطهاراز مردم گرفتند و دادند. بعضی واژه ها معنای خاص خودش را دارد چون علم است و علم هم قوانین و چارچوب هایش کاملا مشخص هست. به زور نمی توان آن ها را عوض کردن داد.

واژه های کلیدی: سیاسی | قانون | اعتراض | اعتراض | قانونی | دانشگاه | دانشگاه | صداوسیما | وزارت علوم | وزارت کشور | دولت روحانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs