ذغال سنگ ایران فعالیتدولت یازدهم ایران فعالیت

ذغال سنگ: ایران فعالیتدولت یازدهم ایران فعالیتدولت یازدهم۵.۵ برابر شده

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

بسیاری از اتفاقات ریز و درشت سال های اخیر پتانسیل تبدیل شدن به فیلم سینمایی دارند؛ از فاجعه پلاسکو تا ماجراهای کودک ربایی. 16 اتفاق مهم را بازخوانی کرده ایم و پ

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

عبارات مهم : حادثه

بسیاری از اتفاقات ریز و درشت سال های اخیر پتانسیل تبدیل شدن به فیلم سینمایی دارند؛ از فاجعه پلاسکو تا ماجراهای کودک ربایی. 16 اتفاق مهم را بازخوانی کرده ایم و پیشنهاد داده ایم هر کدام را چه کسی می تواند بنویسد، کی کارگردانی کند و …

به گزارش روزنامه هفت صبح، بسیاری از اتفاقات ریز و درشت سال های اخیر پتانسیل تبدیل شدن به فیلم سینمایی دارند؛ از فاجعه پلاسکو تا ماجراهای کودک ربایی. 16 اتفاق مهم را بازخوانی کرده ایم و پیشنهاد داده ایم هر کدام را چه کسی می تواند بنویسد، کی کارگردانی کند و …

حادثه تروریستی تهران

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

کارگردان پیشنهادی: محمد حسین مهدویان

بسیاری از اتفاقات ریز و درشت سال های اخیر پتانسیل تبدیل شدن به فیلم سینمایی دارند؛ از فاجعه پلاسکو تا ماجراهای کودک ربایی. 16 اتفاق مهم را بازخوانی کرده ایم و پ

شرح حادثه: صبح روز 17 خرداد امسال یک اتفاق، پایتخت را جهت چند ساعت در التهاب فرو برد. بعد از سال ها بار دیگر اتفاق تروریستی تبدیل به کلیدواژه پر تکرار مردم شد و تا چند روز این اتفاق نقل محافل بود. در این روز چند نفر از عنصرهای گروهک تکفیری داعش به ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم امام خمینی (ره) حمله کردند که در نهایت 22 نفر (17 قربانی و پنج مهاجم) کشته و دست کم 52 نفر زخمی شدند. این حملان نخستین حمله داعش در خاک کشورمان و نخستین حمله تروریستی در پایتخت کشور عزیزمان ایران در بیش از یک دهه محسوب می شود.

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: گروگانگیری و حملات انتحاری بارها و بارها سوژه فیلم های سینمایی شده است و مخاطب از آنها استقبال کرده. طراحی عملیات، حمله انتحاری، گروگانگیری و در نقطه برابر تلاش جهت از بین بردن عنصرهای مهاجم پر است از درام. این یعنی اتفاق تروریستی پایتخت کشور عزیزمان ایران به خودی خود بار دراماتیکی دارد. فیلم هنگامی که مهم تر و کارآمدتر می شود که عنوان آن عام تر باشد و محدود به روایت اتفاق 17 خرداد نشود. می دانیم داعش دورخیز زیادی جهت حملات تروریستی در کشورمان داشته و به وسیله ماموران خنثی شده، اینها می توانند شاخ و برگ اتفاق باشند.

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

نسبت اتفاق و کارگردان: محمد حسین مهدویان با فیلم «ماجرای نیمروز» توانایی اش را در ژانر اتفاق اثبات کرد. او روایتی جالب و نفسگیر از ترورهای دهه شصت به وسیله گروهک منافقین و چگونگی دستگیری موسی خیابانی به تصویر کشید و می تواند یک گزینه مطلوب جهت ساخت فیلمی راجع به اتفاق 17 خرداد پایتخت کشور عزیزمان ایران باشد.

فیلمنامه نویس: فیلمنامه «ماجرای نیمروز» را ابراهیم امینی نوشته و به قول معروف امتحان خود را بعد داده. امینی بلد است ماجراهای واقعی را به خدمت روایت سینمایی دربیاورد.

بسیاری از اتفاقات ریز و درشت سال های اخیر پتانسیل تبدیل شدن به فیلم سینمایی دارند؛ از فاجعه پلاسکو تا ماجراهای کودک ربایی. 16 اتفاق مهم را بازخوانی کرده ایم و پ

قهرمان: شهاب حسینی گزینه خوبی است جهت ایفای نقش فرمانده عملیات مبارزه با انتحاری های داعش. صورت ای سمپات دارد و می تواند غضب و مهربانی را همزمان نشان دهد.

ضدقهرمان: بابک حمیدیان و حامد بهداد از جمله بازیگرانی هستند که توانایی بازی در نقش عوامل تروریستی را دارند. گوشه ای از خشونتی که ته صورت ارزش وجود دارد را به همراه واکنش‌ها هیستریک، قبلا به نمایش گذاشته اند.

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

کارگردان جایگزین: جلیل سامان؛ این کارگردان سه سریال با عنوان منافقان ساخته و نشان داده می تواند واکنش‌ها گروهک داعش را هم دراماتیزه کند.

فاجعه پلاسکو

کارگردان پیشنهادی: مصطفی کیانی

شرح حادثه: 30 دی سال پیش ساختمان قدیمی پلاسکو واقع در چهارراه استانبول پایتخت کشور عزیزمان ایران آتش گرفت و سه ساعت و نیم بعد فرو ریخت. تعداد زیادی مامور آتش نشانی در حال مهار آتش سوزی، در بیرون و داخل ساختمان بودند و عده ای از آنها زیر آوار ناشی از فرو ریختن ساختمان ماندند. بعد از 9 روز تلاش شبانه روزی، آتش فرونشست و جسدها از زیر آوار خارج شدند. 26 آتش نشان و شش شهروند جان خود را در این اتفاق تلخ از دست دادند و کسبه ساختمان پلاسکو مجبور ضررهای فراوان مالی شدند.

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: حتی روایت شفاهی اتفاق پلاسکو و اتفاق هایی که پیش از اتفاق تا بعد از آن رخ داد، تکان دهنده است چه برسد که بخواهد تبدیل به یک اثر سینمایی شود. این اتفاق اوج و فرود و بیم و امید فراوان دارد و می توان چندین فیلمنامه از دل آن بیرون کشید.

نسبت اتفاق و کارگردان: مصطفی کیایی سال پیش فیلمنامه «پلاسکو» را نوشت و در بانک فیلمنامه منزل سینما ثبت کرد و حالا مترصد فراهم آمدن شرایط تولید هست. درام کیایی در ژانر اتفاق ای است و او نشان داده می تواند از بعد صحنه های پر تعلیق بر بیاید. شمه ای از آن را در «ضد گلوله» و خط ویژه» دیده ایم.

فیلمنامه نویس: مصطفی کیایی، فریدون جیرانی؛ کیایی خودش فیلمنامه «پلاسکو را نوشته. فریدون جیرانی به علت تسلط بر خلق لحظات پر تعلیق پیشنهاد ما است.

قهرمان: حمید فرخ نژاد؛ این بازیگر به دو علت عمده می تواند نقش فرمانده عملیات آتش نشانی را بازی کند: هیکل تنومند و ورزیده ای دارد و همین مشخصه به خودی خود ابهت کاراکتر را زیاد می کند. از آن سو در عین داشتن قیافه ای جدی، دیالوگ های شیرین و رفتارهای شوخ را می تواند به اندازه استفاده کند و مخاطب را بعد نزند.

نقش های مکمل: جواد عزتی، هومن سیدی، ساعت سهیلی، حمید گودرزی.

کارگردان جایگزین: بهروز افخمی. این کارگردان هم سال پیش در برنامه هفت اعلام کرد قصد دارد ساختمانی مشابه پلاسکو بسازد که حتی در آینده لوکیشن فیلم های سینمایی با عنوان آتش نشانی شود. افخمی پیش تر در سریال «عملیات 125» توانایی اش را در ساخت اثری با عنوان آتش نشان ها ثابت کرده است.

فاجعه منا

کارگردان پیشنهادی: ابراهیم حاتمی کیا

شرح حادثه: سال 1394 سهل انگاری مقامات سعودی در تامین امنیت حجاج چند اتفاق رقم زد که فجیع ترین آن روز دوم مهر، همزمان با عید قربان در مراسم رمی جمرات در مکه رخ داد. در این اتفاق ازدحام حجاج باعث کشته شدن دست کم 2431 نفر شد. تعداد جانباختگان ایرانی در این اتفاق 464 نفر اعلام شده است که 42 قربانی دیگر در قبور الشهدای مکه دفن شده است اند. در سال های پیش مشابه چنین اتفاقی رخ داده بود ولی این واقعه مرگبارترین مناسبت تاریخ حج به شمار می رود و همین زمین تعلیق حج از سوی مقامات کشورمان را فراهم کرد.

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: اصولا اجتماع عظیم حج می تواند سوژه فیلم های سینمایی باشد. این آئین واجد بار دراماتیکی است که البته سال 1345 زنده یاد جلال مقدم در مستند «خانه خدا» بخش هایی از آن را ثبت کرد و اتفاقا در اکران عمومی مورد توجه قرار گرفت. حالا هنگامی که قرار است حجاج مناسک را به جا بیاورند و بر اثر سهل انگاری مقامات سعودی خودشان قربانی می شوند، حجم دراماتیک بالاتر می رود. این قدر حکایت واقعی از آینده آدم ها در فاجعه منا وجود دارد که فیلمنامه نویس تنها باید سر و شکل سینمایی به آن بدهد.

نسبت اتفاق و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا نشان داده کارگردانی استراتژیک هست؛ یعنی می تواند پرسشها مهم را طوری روایت کند که اسیر نگاه های سیاسی و جناحی نشود و همه طیف ها را معطوف سوژه کند. از آن سو پایگاه فکری و اعتقادی حاتمی کیا مانع از باسمه ای و شعاری شدن حرف حرف فیلم می شود. مهم تر این که این کارگردان متخصص خلق لحظات احساسی ولی اثرگذار است و می تواند سکانس هایی جهت ثبت در تاریخ خلق کند.

فیلمنامه نویس: ابراهیم حاتمی کیا معمولا خودش فیلمنامه آثارش را می نویسد. دراماتیزه کردن اتفاقی مثل فاجعه منا باید ابتدا از درون خودش بجوشد و تبدیل به فیلمنامه شود و بعدا مبنای ساخت اثر سینمایی شود.

قهرمان: پرویز پرستویی و شهاب حسینی؛ گزینش بازیگر، متناسب با سن شخصیت متغیر هست. میانسال باشد پرستویی گزینه مطلوب حاتمی کیا هست؛ چرایی اش را توضیح دهیم؟ اگر کمی جوان تر باشد شهاب حسینی پیشنهاد خوبی هست؛ بازیگری با صورت سمپات و توان اوج جهت نشان دادن حس واقعی فاجعه در چهره، بیان و رفتارش.

کارگردان جایگزین: بهروز شعیبی، احمدرضا درویش.

قتل آتنا

کارگردان پیشنهادی: مجید مجیدی

شرح حادثه: آتنای هفت ساله یکی از قربانی های اخیر کودک آزاری است که آخرهای خرداد طعمه شد. او وقت هایی که کنار بساط پدرش بود، جهت استفاده از دستشویی یا خوردن آب به مغازه رنگرزی که در نزدیکی بساط پدرش بود می رفت. صاحب مغازه مردی 40 ساله بود که او را به دام می اندازد. مدت ها از آتنا خبری نبود و صاحب مغازه بعد از بازداشت با همسرش تماس می گیرد و می خواهد نسبت به امحای مواد مخدر نگهداری شده است در پارکینگ اقدام کند و جسد آتنا پیدا می شود و مرد به قتل های دیگر اعتراف می کند.

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: متاسفانه آتنا اصلانی مشتی از خروار هست؛ نخستین بار نیست چنین فاجعه ای رخ می دهد و شمار قربانی ها روز به روز زیاد کردن می یابد. حالا رسانه ها پر شده است از هشدار به خانواده ها راجع به توجه زیاد به فرزند ها. عالی ترین فیلم ساخته شده است در این زمینه «هیس! دخترها فریاد نمی زنند» است ولی باز هم باید چنین فیلم هایی ساخته شود و هشدارها ناتمام نماند. راجع به ابعاد دراماتیک چنین اتفاقی چه می توان گفت؟ تراژدی محض موج می زند.

نسبت اتفاق و کارگردان: کسی باید سراغ قصه آتنا اصلانی و قربانیانی چون او برود که بتواند بدون سوهان زدن روح، واقعه را نشان دهد و هشدار را بیان کند. مجید مجیدی در فیلم هایش نشان داده می تواند اتفاق تلخ را با روایتی نه چندان تلخ به تصویر بکشد.

فیلمنامه نویس: نوع نگاه شادمهر راستین و نغمه تمینی با سینمای مجیدی قرابت دارد. آنها می توانند حواشی اتفاق را برجسته کنند و با شاخ و برگ دادن به داستانک های فرعی، زهر ماجرای مهم را بگیرند و با این روش قصه را روایت کنند.

قهرمان: کامبیز دیرباز هم توانایی بازی در نقش های مثبت را دارد و هم منفی. در هر دو مورد موفق عمل کرده. ظاهر و حرکات ترسناک او در «عیار 14» خاطرتان هست؟ وجه مثبت او هم می شود خلیل کبابی.

کارگردان جایگزین: پرویز شهبازی در فیلم های «عیار 14»، «دربند» و «مالاریا» نشان داده می تواند با از بین بردن عنصرهای خشن، خشونت را به باور مخاطب بنشاند، او متخصص خلق فضای رعب انگیز است و حرفش را می تواند از این طریق انتقال یافته کند.

کویر مرنجاب

کارگردان پیشنهادی: پرویز شهبازی

شرح حادثه: غروب 13 شهریور سال 93 چند جوان قصد کویرگردی داشتند ولی بعضی منصرف شدند و در نهایت چهار دوست به نام های مازیار حنیفی، رامین بخشی، دانیال اسدی و سامان حیدرزاده تصمیم ارزش را عملی کردند. سامان و دانیال معجزه آسا نجات یافتند و دو نفر دیگر جان خود را از دست دادند. آنها چند وقت پیش در «ماه عسل» روایتی تکان دهنده از روز جهنمی ارزش تعریف کردند: «ساعت یک و نیم شب به تابلوی راهنما رسیدیم ولی فلش برعکس شده است بود. ساعت 11 صبح جمعه آب و مواد غذایی تمام شد.»

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: کویرگردی بدون راهنما زیاد اتفاق می افتد و معمولا نتیجه های ناخوشایندی به همراه دارد. اتفاقی که جهت این چهار دوست در کویر مرنجاب رخ داد، آنقدر سینمایی است که آدم فک رمی کند قصه ای می شنود. این اتفاق همه چیز دارد: شروع (تصمیم)، تعلیق، نقطه عطف و پایان. بیایید نقاط عطفش را مرور کنیم: انصراف چند دوست، برعکس شدن تابلوی راهنما، گم شدن، تمام شدن آذوقه، دیدن دود لودر، کمک خواستن، غش کردن، مرگ، نجات، عذاب وجدان و … یاد فیلم های هالیوودی نمی افتید؟ کافی است یک نفر این اتفاق را تبدیل به درام سینمایی کند.

نسبت اتفاق و کارگردان: پرویز شهبازی خیلی خوب خلق و خو و علاقه مندی جوان ها را می شناسد. او می تواند با دغدغه آنها همراه شود و روایتی باورپذیر بر روی پرده سینما به ما نشان دهد. «نفس عمیق» اوج این اتفاق است و رگه های دیگر آن در «عیار 14»، «دربند» و «مالاریا» هویدا هست. ضمن آن که جهت روایت داستان می تواند فضایی مهیج و پر از تعلیق ایجاد کند.

فیلمنامه نویس: اصولا پرویز شهبازی خودش فیلمنامه کارهایش را می نویسد و با توجه به سوژه ای چون کویر مرنجاب، خودش عالی ترین گزینه جهت تبدیل این اتفاق به درام سینمایی است.

قهرمان: محسن کیایی، مهرداد صدیقیان، امیر جدیدی، ساعد سهیلی. این بازیگرها مختصات ایفای نقش چهار دوستی که به دل کویر زدند را دارند. گزینش بازیگر جهت این چهار نفر چندان سخت نیست و می توان به نوید محمدزاده و عباس غزالی هم فکر کرد.

کارگردان جایگزین: مانی حقیقی خیلی خوب تعلیق ایجاد می کند و فیلم هایش ضرباهنگ دارند.

دره ارواح

کارگردان پیشنهادی: هومن سیدی

شرح حادثه: این هم اتفاقی تازه است که احتمالا داستانش را شنیده اید. گول خرسون که به دره ارواح نیز معروف است در 25 کیلومتری شمال دزفول قرار دارد. در تابستان و فصل خرماپزان خوزستان که همه به فکر فرار از گرما هستند، این نقطه با داشتن آبی زلال و بسیار سرد، مردم خوزستان را از جای جای استان به خاص اهواز به سمت خود می کشاند. در ماجرای اخیر از گروه 19 نفره 13 نفر در همان لحظه اول به وسیله مردم نجات یافتند و دو نفر از گردشگران غرق و چهار نفر هم ناپدید شدند. در بین چهار نفر، یک نفر نجات یافت.

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: اصولا حوادثی که یک سر آن محیط زیست قرار دارد، از بار دراماتیک بالایی برخوردار هستند. انسان و حوادث طبیعی با هم دست و پنجه نرم می کنند و یک نفر پیروز می شود. در ماجرای دره ارواح مثل خیلی از اتفاقات و حوادث، نقطه شروع، اوج، تعلیق و آخر وجود دارد. شروع آن شیرین و پر از شعف است ولی محیط زیست خشم خود را نشان می دهد و جدال شروع می شود. عده ای نجات می یابند و آینده بعضی به فوت گره می خورد. جنگ جهت تسلیم نشدن در برابر محیط زیست پر است از هیجان و بهانه ای جهت بند آوردن نفس تماشاچی.

نسبت اتفاق و کارگردان: هومن سیدی از جمله کارگردان هایی است که جنس دغدغه و خواسته جوان های امروز را می شناسد. در فیلم های «آفریقا» و «سیزده» نشان داده به آسانی می تواند با جوان ها همراه شود. در عین حال از نظری تکنیکال بلد است قصه هایش را جالب تعریف کند و شخصیت هایی همراهی برانگیز روی پرده سینما بیاورد. دو فیلمی که اشاره شد تلخی و ملاحت را با هم دارند.

فیلمنامه نویس: گزینه اول جهت نوشتن فیلمنامه خود هومن سیدی هست. همان طور که پیش تر این کار را کرده و در فیلم هایش جواب گرفته. فرهاد توحیدی هم می تواند گزینه خوبی باشد که در این صورت روایت اتفاق عوض کردن می کند و کلاسیک تر می شود.

قهرمان: بهرام رادان گزینه مناسب لیدر گروه هست. مهرداد صدیقیان، سحر دولتشاهی، طناز طباطبایی و هانیه توسلی هم جهت تیم همراه مناسب هستند.

کارگردان جایگزین: فریدون جیرانی

حادثه هیمالیا

کارگردان پیشنهادی: شهرام مکری

شرح حادثه: در سال 1392 سه کوهنورد کشورمان (آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی) موفق به گشایش مسیر جدیدی در هیمالیا شدند ولی در بازگشت مسیر را گم کردند. سایت تخصصی BMC این طور نوشته: آنها از یک پله سنگی سست و ناپایدار به ارتفاع 30 متر و شیب یخی 75 درجه افزایش و در این افزایش 1600 متر طناب ثابت راه اندازی کردند. جهت رسیدن به قله مجبور به شب مانی در ارتفاع بالای 7000 شدند. کوهنوردان ایرانی در سه ارتفاع 7350، 7450 و نزدیک 8000 شب را به روز رساندند.

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: سرگذشت سه کوهنورد ایرانی از دو جنبه مهم هست؛ تلاش آنها جهت یافتن مسیر تازه و اتفاقی که جهت ارزش رخ داد. «مسیر ایران» نام مسیر جدیدی در رخ جنوب غربی به قله 8051 متری برودپیک است که آنها موفق به گشایش آن شدند. این اتفاق مهم است و می تواند سوژه شود. بعد از آن گم می شوند و تلاش جهت یافتن آنها شروع می شود. خب این بخش هم ظرفیت فراوان جهت یک اثر سینمایی دارد. احتمالا می دانید که از وقت گم شدن آنها (19 خرداد) تا بسته شدن پرونده (چهار مرداد) چه اتفاقاتی رخ داده. روزشمار اتفاق آکنده از متریال دراماتیک است.

نسبت اتفاق و کارگردان: شهرام مکری کارگردان جوان و باهوشی هست. او در «ماهی و گربه» دست به ساختارشکنی زد و با فرمی نو یک داستان آشنا را روایت کرد. مکری ولی موفق شد قصه ای نفسگیر بسازد و بیننده را روی صندلی میخکوب کند. اتفاقا داستان «ماهی و گربه» از یک اتفاق واقعی وام گرفته بود. منتها در ماجرای گم شدن کوهنوردان کشورمان متریال بیشتری در اختیار مکری است.

فیلمنامه نویس: خود شهرام مکری گزینه مناسبی جهت نگارش فیلمنامه است.

قهرمان: محمدرضا گلزار، پارسا پیروزفر و امیر جدیدی به علت استایل ورزشی و اشخاص جالب ارزش می توانند از بعد این فیلم سخت بربیایند.

کارگردان جایگزین: ظاهرا بهرام توکلی نسبتی با فیلم های اتفاق ای ندارد ولی او کارگردان توانمند و با انگیزه ای است و می تواند فیلمی مهیج از اتفاق هیمالیا بسازد.

گورخواب ها

کارگردان پیشنهادی: سعید روستایی

شرح حادثه: هفت دی ماه سال 95، روزنامه شهروند گزارشی از 50 زن، مرد و کودک انتشار داده است که در شرایط عجیبی زندگی می کنند. آنها شب را در گورهای از پیش ساخته شده است نصیرآباد به صبح می رسانند: «درون گورستان، 300 گور از پیش آماده شده است وجود دارد که 50 کارتن خواب دست کم 20 گور را اشغال کرده اند. در هر گور یک نفر و گاهی هم سه تا چهار نفر زندگی می کنند. خیلی که هوا سرد می شود، دنبال چوب می گردند جهت ساختن آتش و گرم شدن در گورهایی که جهت اینها سرپناه.»

روایت سینمایی

ابعاد دراماتیک: قصه کارتن خواب ها عمدتا در حاشیه فیلم ها روایت شده است در حالی که اگر بخشی از سینما را تلاش جهت نجات عده ای از انسان ها بدانیم، بارها باید محور فیلم ها می شدند. انتشار گزارش شرایط وخیم گورخواب ها مثل بمب صدا کرد و این مسئله را یادآور شد که آیا سینما به این سوژه نزدیک نشده. به سطرهای اوج رجوع کنید؛ توصیف شرایط گورخواب ها بُعد دراماتیک دارد و فقط یک قصه جهت روایت سینمایی آن نیاز است.

نسبت اتفاق و کارگردان: سعید روستایی در فیلم «ابد و یک روز» نشان داد، خیلی خوب از اتفاقات زیر پوست شهر و پلشتی های موجود آگاه هست. نشان داد بلد است فیلمی بسازد که در عین تلخی و گزندگی مورد توجه خاص و عام قرار گیرد. او می تواند شخصیت هایی خلق کند که سال ها در ذهن بمانند و آدرس شوند.

فیلمنامه نویس: خود سعید روستایی جهت نگارش فیلمنامه گورخواب ها عالی ترین گزینه هست. همان طور که فیلمنامه «ابد و یک روز» اوج و فرود به اندازه کافی دارد. به عبارت دیگر فیلمنامه همتراز با کارگردانی فیلم است و وظیفه شخصیت ها روی کاغذ مشخص شده.

قهرمان: نوید محمدزاده و رضا عطاران. بستگی دارد کارگردان قهرمانش را جوان بگیرد یا میانسال. هر دو بلدند شخصیت های مفلوک را جالب بازی کنند. این را محمدزاده در «ابد و یک روز» ثابت کرده و عطاران در «دراکولا» و سریال هایش.

کارگردان جایگزین: رخشان بنی اعتماد فیلم اجتماعی تلخ ولی تاثیرگذار کم نساخته. او هم پیشنهاد مناسبی جهت ساخت سینمایی گورخواب ها است که در این صورت فیلمنامه اش را فرید مصطفوی می نویسد.

واژه های کلیدی: حادثه | پلاسکو | سینمایی | فیلمنامه | کارگردان | کارگردانی | فاجعه پلاسکو | ساختمان پلاسکو

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

این سوژه های دراماتیک، سینمای کشور عزیزمان ایران را می ترکاند!

نویسنده : getblogs